خرید بک لینک

سلام. این یادداشت در شماره 225 دوهفته نامه سروکاشمر در نیمه دوم مرداد امسال منتشر شد:

آیا کاشمر از مشکل یا مشکلاتی رنج می برد؟ این سوال کلیشه ای را از بسیاری از افراد دیارمان می توان پرسید. هر یک هم به فراخور جایگاه و منصب و شغلشان عرایضی دارند. آنی که مسئول است افراد قبل از خودش را مورد نقد قرار می دهد و چه بسا آنان را مقصر جلوه دهد. این رویه را با شدت و ضعف در سطوح مختلف مشاهده کرده و خواهیم کرد. نقل است در گذشته نه چندان دور مسئول اداره ای با پیگیری های نماینده وقت در یک منصب مرتبط با طیفی وسیعی از اهالی کاشمر، منصوب شد. تا آن نماینده بود آن مسئول مشکلات را از چشم مسئول قبلی می دید و به گونه ای حرف می زد که انگار نماینده وقت منجی شهر است و می خواهد کاری خارق العاده کند و کاشمر از این نقطه دوگام جلوتر ببرد و به نقطه دیگری برساند.

آن نماینده رفت و نماینده دیگری آمد و شهرستان یهو از این سمت سیاسی به آن سمت سیاسی رفت. اما آن عزیز مسئول همچنان مسئول بود و همزمان افراد ارشد قبلی ها را علت العلل مشکلات قلمداد کرد. در این میان رفتار آن فرد همیشه مسئول دیدنی است. ناگاه در حمایت از طیف جدید به نقد گذشته ای می پردازد که خود جزوی از آن است. همین روحیه باعث می شود در بیان مشکلات دیارمان با پاسخ های مختلفی از منظر مسئولان مواجه شویم. البته این پاسخ ها یک فصل مشترک دارد، گذشتگان کم کاری کردند و قرار است اینان با تدبیر و دقت نظر جبران مافات کنند. طنزش همان است که این مسئول دیروز هم مسئول بوده است.

باور بفرمایید این نقد گذشته خود یکی از مشکلات کاشمر است. منِ مسئول، گذشته ای را نقد می کنم که خود از معماران آن بودم. دقت بفرمایید چند نماینده در دیارمان آمدند و رفتند. بعضاً تک دوره و باقی چند دوره بودند. برخی بی رحمانه اینان را به هر دلیل نقد کردند. و این در حالی بود که منتقدان این نماینده یاران نماینده قبلی یا بعدی بودند. اینان خود نیز در معرض نقد قبلی ها یا بعدی های قرار گرفته و خواهند گرفت. این تسلسل درد کاشمر است. ایام منتهی به هر انتخابات مجلس شورای اسلامی از این منظر قابل تامل است. کافی است یکی پیدا شود و به شمارش وعده ها و وعیدهای مطروحه بپردازد.

یادمان نرود سه نفر یک دوره نماینده بودند، یکی دو دوره و یکی چهار دوره نماینده بود. در نقد اینان باید به میزان سال های نماینده بودنشان نقادی کرد. برخی از اینان از این طیف بودند و برخی از آن طیف. سهم یک طیف 12 سال دارا بودن کرسی ترشیز در مجلس بود. سهم طیف دیگر به اندازه چهار نماینده است. چهار نماینده ای که هفت دوره کرسی ترشیز در مجلس را در اختیار داشتند و دارند. سهم این چهار نفر در عرصه نقد به طور قطع هموزن آن دو نفر نخواهند بود. این شش نماینده تیم یا تیم های داشتند، آن دو نماینده هم همچنین، آیا می توان این تیم یا تیم ها را نقد کرد؟ سهم اینان در مشکلات دیارمان به چه میزان است؟

گاهی می گویند، کشاورزی کاشمر سنتی است. باید مکانیزه بشود. باید الگوی کشت این تغییر یا آن تغییر را بکند. باید صنایع تبدیلی ایجاد شود. چرا این همه باید در حوزه کشاورزی در این سه و نیم دهه گذشته بر طرف نشده است؟ همه معتقدیم بیکاری یک درد است. چرا هنوز باید کاشمر از مشکل بیکاری رنج ببرد؟ مگر نه آن است که روزگاری وزیر کشاورزی این مملکت از دیار ما بود. مگر نه آن که در ادواری نظیر این دوره زمامدار کشاورزی استان زاده دیار ترشیز است. روزگاری یکی از نمایندگان ما در کمیسیون کشاورزی حضور داشت. آیا اینان کاری کارستان برای کشاورزی منطقه انجام دادند؟ آیا می توان اینان را نقد کرد؟ این همه در حالی است که در برخی از اسناد در بعض ادوار کشاورزی را محور توسعه شهرستان دانسته اند.

گاهی می گویند خشکسالی در حال فلج کردن کاشمر است. پدیده خشکسالی در کاشمر با کاهش بارندگیها و فرسایش خاک خودنمایی میکند. اتفاقی که در سالهای اخیر به نحوی هول انگیز خودنمایی میکند. یقین مسئولان عزیز کاشمر در این دوره و ادوار قبلی بر این مهم واقف بوده اند. خشکسالی واکنش طبیعت به زیادهروی دیروز و امروز ماست. همه از دیدن قنوات خشک شده یا نیازمند لایروبی متاثر می شویم. همه از دیدن تاکستان های خشک شده متحیریم. چندین هلی شات در کاشمر وجود دارد. کافی است عمق و گستره خشکسالی را در جای جای شهرستان با به پرواز در آوردن آنان دید.

آیا می توان از نماینده دیروز و پریروز پرسید برای مقابله با خشکسالی چه کردید؟ لطفا این پاسخ درست اما کلیشه ای شده را که کار نماینده قانونگزاری است، تکرار نکنیم. گاهی می گویند کاشمر نیازمند توجه به معدن است. نیازمند توجه به صنعت است. می گویند؛ باید صنعت گردشگری را در کاشمر مورد توجه قرار داد. منتقدان هر دوره بایدهای بسیاری را در مقابل رقیب مطرح می کنند. سهم هر طیف از این بایدها به چه میزان است. حواسمان به میزان در اختیار داشتن کرسی کاشمر در مجلس باشد. هر طیف برابر میزان حضورش می تواند پاسخگوی این بایدها باشد. از این منظر می توان پرسید چرا محور کاشمر به سه راه شادمهر دو بانده نشده است.

فرض کنیم کاشمر اسیر پدیده ریزگردها شود. شهر و شهرستان هر از گاه اسیر معضل گرد و غبار شود. به نظر شما مقصر کیست؟ همه چیزها رو نمی توان از منظر ملی نگریست کوتاهی های در سطح شهرستان لابد بوده است. چه کسی این بخش را برعهده می گیرد؟ آیا اتاق فکری برای مقابله با حوادث غیرمترقبه در دیارمان داریم؟ روی کاغذ همه چیز خوب است ولی اگر در عمل دچار لنگش شدیم چه کسی پاسخگو است و چه فرد یا افرادی مقصر هستند؟ نقل است در شهرهای نظیر بیرجند، تعاملات خوبی بین طیف های مختلف برای عمران و آبادانی شهرستان وجود دارد. چرا این قبیل موارد در کاشمر مرئی نیست و قابل رصد نمی باشد؟

در وادی شعار دادن استاد هستیم. استاد قشنگ حرف زدن هستیم. برخی از ما انگار به کلاس های سخنوری و فن بیان رفتیم و به جایگاهی رسیده ایم که هم قشنگ حرف می زنیم و هم حرف های قشنگ می زنیم. فاصله شعار و شعور در کاشمر به چه میزان است؟ یقین همه متفق القولیم در کنار خشکسالی و معضل بیکاری بحث اعتیاد هم از یکی از معضلات شهرستان است. برای برخورد با این معضل چه کردیم؟ برخی از دردمندان دیارمان از گسترش اعتیاد در میان اقشار مختلف به خصوص جوانان گلایه ها دارند. چیزی در باره نفوذ اعتیاد به میان دانش آموزان و دانشجویان مطرح نمی کنیم و امیدواریم این نفوذ دروغ باشد.

با این همه این سوال را مطرح می کنیم که حضرات مسئول چه کاری کارستان در برخورد با اعتیاد داشتند. به نظر شما میزان دسترسی به مواد افیونی و دخانی در کاشمر چه وضعیتی دارد؟ روزگاری رِندی می گفت در یکی از نقاط مرکزی شهر بایستید ببینید دسترسی به کتاب و سرگرمی و محلی برای گذران اوقافت فراغت و تهیه سیگار و مواد مخدر چه وضعیتی دارد؟ کدام سهل الوصولتر است؟ متاسفانه چنین معضلی داد جماعت روشنفکرنمای دیارمان را در نمی آورد. رونق فروش دخانیات در شهرمان در نوع خود عجیب است. رونق گرفتن بازار دخانیات، نشان از بروز معضلات و مشکلات اجتماعی دارد.

کاشمر از طلاق هم در رنج است. روزگاری نمایندگان ما در محضر مهمانان مراسم روز مجلس در دهم آذر از کم بودن میزان طلاق در کاشمر دَم می زدند. از آن روز تا امروز چه بر دیار ما گذشته است که این ادعا کمرنگتر شده است؟ وقتی به مشکلات شهرستان می اندیشیم پدیده بیکاری تمام قد عرض اندام می کند. بیکاری یکی از مهمترین معضلات دولتهای مختلف بوده و هست. طنز تلخ در این میان سیل جوانان بیکاری دارای یک مدرک دانشگاهی است، بیکاری معضلات اجتماعی مختلفی از جمله؛ بالا رفتن سن ازدواج، رشد آمار طلاق و حتی افزایش میزان جرم و فحشا را به دنبال دارد.

با این همه بسان بسیاری از یادداشت های این نشریه تاکید موکد بر ضرورت آمایش سرزمین داریم. اصرار داریم که اتاق فکری متشکل از فرهیختگان دو طیف تشکیل شود و به طور از رقابت های مرسوم، به تجزیه و تحلیل مسایل شهرستان بپردازند. خشکسالی به این طیف یا آن طیف رحم نمی کند. بیکاری درد مشترک هر دو طیف است. هر دو طیف موضع یکسانی نسبت به اعتیاد و طلاق و معضلات اجتماعی دارند. قبله همه ما یکی است. الگوهای مثل بیرجند و گناباد وجود دارد. کاشمر نیازمند کم شدن فاصله شعار و شعور است. باید شعور را بر شعار غالب کرد. کاش برای یک بار هم شده مسایل را آسیب شناسی کنیم و با حفظ حدود و ثغور به فکر پیشرفت کاشمر باشیم.


برچسبها: توسعه کاشمر, آمایش کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در 1:0 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: سارا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 19:26

صفحه بندی