خرید بک لینک

سلام. این یادداشت در شماره 217 سرو کاشمر منتشر شد:

شاید شما هم در محافل مختلف زمزمه های در باره بازاریابی شبکه ای را شنیده باشید. شاید شما هم این بازاریابی را ادامه مقوله شرکت های هرمی بپندارید. این روزها در برخی از محافل شهرمان بحث این شبکه ها شنیده می شود. برخی عضو هستند و دوست دارند شما را هم عضو شبکه مورد نظرشان نمایند. عضویت شما باعث نزدیک شدن آنان به سودی که آرزو دارند، خواهد شد. برخی از رنج های که در این راه متحمل شدند برایتان واگویه خواهند کرد. یکی می گفت؛" زوجی به خاطر دردسرهای عضویت در این شبکه ها در شرف جدا شدن از هم هستند". در هر حال کم کم بحث بازاریابی شبکه ای در لابلای مباحث مطروحه در محافل پیرامون ما در حال قد عَلم کردن است.

یقین مراکز ذیربط در جریان تعداد شرکت های فعال در عرصه بازاریابی شبکه ای در کاشمر هستند. گویا در سطح کشور حداقل یازده شرکت در این زمینه فعال هستند. در یک بررسی نه چندان دقیق رد پای چهار شرکت در کاشمر قابل رصد هست. یکی می گفت؛" این شرکت ها به دنبال حذف واسطه ها هستند! قصد حمایت از تولید ملی را دارند و می خواهند در امر اشتغالزایی برای جوانان فعال باشند". در سایت های این شرکت ها هم این موارد بزرگ نمایی شده است.

بازاریابی شبکه ای که در ایران ظرف چند سال گذشته مطرح شده، در دنیا قریب ۷۰ سال سابقه دارد. از حوالی سال ۱۹۳۰ مفهومی به نام بازاریابی شبکه ای از کشور آمریکا آغاز شد، در این روش تولیدکننده به جای اینکه کالاهای خود را از طریق عوامل پخش با درصد کمیسیون بالا به فروش برساند، از طریق خود مردم و مشتریان این کار را انجام می دهد. بدین طریق شبکه ای از مشتریانی که تمایل دارند در کار فروش به تولیدکننده کمک کرده و منفعتی نیز برای خود کسب نمایند امر بازاریابی و فروش کالا را بر عهده می گیرند.

چنانچه هدف شرکت ها حذف واسطه هست پس وجود خود این شرکت ها نقض کننده این هدف می باشد. چون خود این شرکت ها یک واسطه محسوب می شوند و هیچکدام تولیدکننده محصول خاصی نیستند، البته برخی از آنها کالاهایی به نام خود شرکت دارند که عملاً بِرند (نام تجاری که روی یک کالا نوشته می شود) آن شاید متعلق به این شرکت ها باشد و این دلیل بر تولید آن کالا توسط آن شرکت نیست. اینان بحث حمایت از تولید داخلی رو مطرح می کنند و این در حالی است که عملاً 80 تا 90 درصد از اجناسی که این شرکت ها ارائه می دهند، کالاهای خارجی است.

چرا اینان از اجناس خارجی یا اجناس داخلی بی نام و نشان و عجیب و غریب استفاده می کنند؟ پاسخ خیلی ساده است. چون اجناس خارجی قیمت مصرف کننده ندارند و این شرکت ها این اجناس را با قیمت های بسیار پایین (به علت کیفیت پایین این محصولات) خریداری کرده و با قیمت های بسیار بالا به فروش می رسانند تا اول سود خود را تضمین کنند بعد با ارقام بالا و درصد سودهای عجیب و غریب به نوای موردنظرشان برسند. چگونه این شرکت ها که تولید کننده هم نیستند می توانند این سودها را در صورت خرید جزء به اعضاء بدهند؟ آیا غیر از این است که یک جنس با کیفیت پایین و با قیمت پایین می خرند و با قیمت بالا به مردم ارائه می کنند؟

مشتریان بدلیل ضعف در کیفیت، شاید فقط یک بار حاضر به خرید آن محصول باشند. شنیده شده است منازل برخی از اعضاء بعض از این شرکت ها پر از کالاهای مختلف است که به علت بی کیفیتی قابل مصرف و استفاده نیستند. مسئله اشتغالزایی مورد نظر اینان نیز کاملاً زیر سوال است. چنانچه قرارداد مربوط به این شرکت ها را مطالعه کنید متوجه می شوید که کاملاً یک طرفه بوده و از نیروی بازاریاب کلیه تعهدات گرفته شده ولی هیچ تضمینی برای کار و آینده نیرو در نظر گرفته نشده است. این شرکت ها فاقد حداقل های نظیر بیمه نمودن بازاریاب ها هستند.

در عمل تعداد بسیار کمی از بازاریابان شرکت درآمد ثابت دارند. گویا در کاشمر هم چند نفری به لطف اعضای که جذب کردند به این درآمد رسیده اند. شرکتهای بازاریابی شبکهای متشکل از لشکری بازنده و تعداد معدودی افراد با درآمد کافی هستند. آموزشدهندگان شرکت، درآمد این افراد را به نحوی اغراقآمیز برجسته میکنند ولی چیزی از اکثریت متضرر نمیگویند. در این شرکت ها طرح اقتصادی کامل جلوه داده میشود و به بازاریابان گفته میشود تنها دلیل شکست در شبکه تلاش نکردن است. این ترفندی برای فرافکنی، رفع مسئولیت و القای عذاب وجدان به بازاریاب است. بازاریابانی که فریفته این ترفند میشوند، شکست در بازاریابی شبکهای را نتیجه کاستیهای خود میدانند و سرخورده و ناامید می شوند.

شرکتهای بازاریابی شبکهای از روابط عاطفی افراد برای منفعت خود سوءاستفاده میکنند. از بازاریابان جدید خواسته میشود تا به نزدیکترین افراد زندگی خود بیندیشند و مشتریان و شاخههای خود را از میان آنها انتخاب کنند. این منجر به انتقال حس نارضایتی از کالا به رابطه عاطفی و فاصله گرفتن خانواده و دوستان از بازاریاب میشود که اکنون به عنوان یک فروشنده نگریسته میشود که از هر فرصتی برای فروش کالای خود استفاده میکند. معمولاً فرد زمانی اقدام به خرید کالا میکند که شخصاً به آن احساس نیاز کند. در این هنگام او به ارائهدهنده کالا مراجعه کرده و کالا را خریداری میکند.

اما در بازاریابی شبکهای کالا از راه تلقین نیاز و یا حتی تحقیر مشتری با برجسته کردن کاستیهای او فروخته میشود. این مسئله همانطور که بیان شد باعث انبار شدن کالا نزد بازاریاب و اعضا می شود.برخی از بازاریابان شرکتهای شبکهای میاندیشند از این راه درآمدی داشتهاند، چون درآمد ناخالص خود را میبینند و فراموش میکنند درآمد خالص آنها پس از کسر همه هزینهها از درآمد ناخالص محاسبه میشود. شرکتهای بازاریابی شبکهای کالا را با تخفیفی اندک به بازاریابان میفروشند و برخی بازاریابان هم فراموش میکنند برای محاسبه درآمد خالص خود باید هزینه زمان، کرایه، حمل، انبارداری و... را از سود ناخالص خود کسر کنند.

اگر منظور از درآمد، درآمد خالص باشد، درآمد خالص بسیاری از بازاریابان منفی است که به معنی متضرر شدن اکثر بازاریابان است. حتی اگر بازاریاب بتواند همه کالاهای خرید شده از شرکت را بفروشد و سرمایه اولیه به او بازگردد، باز هم زیان کرده است چون سودی که از فروش کالاها به دست آورده است خیلی کمتر از هزینه صرف شده برای فروش کالاهاست. البته در واقعیت بسیاری از بازاریابان نمیتوانند بخش عمده کالاهای خریداریشده را بفروشند که به معنی عدم بازگشت سرمایه اولیه و زیان بسیار بیشتر بازاریاب است.

در شرکتهای بازاریابی شبکهای افراد به شیوههای مختلف مجبور به خرید کالا از شرکت میشوند. این طرح اقتصادی شرکت است که افراد را وادار به فشار به زیرشاخهها برای خرید میکند چون سود خرید کالا توسط فرد، میان اعضای بالاتر از او تقسیم میشود و تا خریدی انجام نشود هیچ سودی به اعضای بالاتر نخواهد رسید. نقل است برخی از سرشاخه های شرکتهای بازاریابی شبکهای، یعنی معدود کسانی که از این را سود میبرند، اعضای سابق شرکتهای هرمی هستند. بسیاری از افراد صاحب تجربه در امر همکاری با شرکت های هرمی از اینان خاطرات تلخی دارند.

وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی طی سال های اخیر ضربه های زیادی را به ریشه این شرکت ها وارد کرده اند شرکت های بازاریابی اكنون با سلاح استدلال و منطق از علم رياضيات و اقتصاد حرف ميزنند و كار خود را يكي از شاخه هاي علم اقتصاد معرفي ميكنند .تبلیغات این شرکت ها به طور گستردهای در اینترنت مشهود است. این قبیل شرکت ها که خود را دارای مجوز میدانند، در بیشتر موارد مجوزهای چند ماهه و یا چند ساله دارند و فعالیت آنها در هالهای از ابهام بوده و در برابر این سؤال که آیا شما مانند شرکت های هرمی مانند گلدکوئست،گلدماین و... فعالیت میکنید؟ تنها به این نکته اشاره دارند که ما در قبال عضویت، کالا یا خدماتی به شما ارایه میکنیم.

البته همان طور که در صدر مطلب بیان شد، مشخص نیست، اجناس و لوازمی که در اختیار مصرف کننده قرار میگیرد، به قیمت واقعی بوده و یا برای سوددهی! محصولات این شرکت ها تنها توسط بازاریابان و فروشندگان هرمی فروخته میشود و این بازاریابان و فروشندگان که به صورت هرمی هستند، باید برای فعالیت در این شرکت هم هزینهای برای ورود و هم هزینهای برای تهیه بروشور، کاتالوگ و... بپردازند. بد نیست بدانید بازاریابی شبک ای در سایر کشورها موفق نبوده است. این ادعا که بازاریابی شبکه ای یک تجارت مدرن است که در حال گرفتن جهان می باشد نیز، چیری جز توهم و ادعای بی اساس نیست. گاهی بازاریابی شبکه ای را مساوی با تجارت الکترونیک می دانند، در حالی که بازاریابی شبکه ای هیچ تلازمی با تجارت الکترونیک ندارد.

از شهریور 1390 دستورالعملی با نام دستورالعمل تأسیس و نحوه فعالیت و نظارت بر شرکت های بازاریابی شبکه ای تهیه و تدوین گردید که تمامی شرکت های متقاضی بر اساس این دستورالعمل ملزم به دریافت مجوز شدند.براساس قوانین و آییننامههایی که وجود دارد امور تشکلها و اصناف، وزارت صنعت، مسئول صدور مجوز و رسیدگی به وضعیت شرکتهای اینترنتی، شرکتهای بازاریابی شبکهای است. بررسی فهرست و نوع محصولات این شرکت ها که در سایت وزارت صنعت موجود است، حاکی از آن است که 85 درصد محصولات این شرکتها لوازم آرایشی بهداشتی نه چندان معتبر است.

نکته ای که فروشندگان این شبکه هم آن را تایید می کنند و میگویند باید به دنبال کالاهایی باشیم که خریدار ماهانه مجبور به تهیه مجدد آن باشد. تا دیر نشده حواسمان به رشد بازاریابی شبکه ای در کاشمر باشیم. فعلاً این پدیده در حال رشد است. گاهی زود دیر می شود. نکند به یک باره شاکیانی در درب این نهاد و آن سازمان جمع شوند و خواهان احقاق حقی که متصور هستند باشند. به باور اعضاء اینان دارای مجوز هستند. الان کسی شاکی نیست، ولی شاید روزی روزگاری برخی شاکی شوند. به یاد داشته باشیم در هر حالت قاعده هرم بازاریابان و اعضاء چشم انتظار سودی هستند که نصیبشان نشده است. در آن روز یادتان باشد این شرکت ها در جاهای دیگر به ثبت رسیدند. یادتان باشد...گاهی زود دیر می شود.


برچسبها: اقتصاد کاشمر
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در 1:0 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: سارا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:27

صفحه بندی