سلام این مطلب در شماره 218 نشریه سرو کاشمر منتشر شد:
یک روز تعطیل برای گلگشتی در طبیعت راهی یکی از روستاهای سرسبز دیارمان شدیم. در مسیر شاهد بودیم که بسیاری در بخش های از محور کاشمر به ریوش در حال لذت بردن از طبیعت هستند. چند ده کیلومتر که رفتیم به مقصد رسیدیم. پرسان پرسان در جایی سرسبز مستقر شدیم. پایین پای ما رودخانه ای جریان داشت و درختان اطراف در تصرف پرندگان بود. چند خانواده هم در اطراف ما مشغول استراحت بودند. برای خرید وارد روستا شدیم. طرح هندسی روستا چشم نواز بود. زیبایی طبیعت پیرامون روستا از یک سو و فرم و چیدمان منازل از سوی دیگر زیبایی اینجا را دو چندان کرده بود. در کوچه پسکوچه های روستا حیران بودیم. این روستا از دید بسیاری باید یک روستای نمونه گردشگری باشد.
پندار ما هم همین بود. می پنداشتیم برای رسیدن به جاهای مختلف روستا سلسله تابلوهای راهنما در جای جای آبادی پیش بینی شده است. ولی دریغ از یک تابلو! دوست داشتیم مسیرهای منتهی به بافت قدیمی روستا را بشناسیم و در سطح روستا گشتی بزنیم. اهالی باصفای روستا با گویش جذابش نهایت تلاش را برای راهنمایی ما می کردند، ولی باز هم در پیج وخم های مسیرها گم می شدیم. با این همه یکی از نوجوانان روستا پیشقدم شد و بلد راه گشت و ساعتی راهنمای ما در سطح روستا شد. چند نکته برایمان جالب بود. روستا در دو سوی ورودی اصلی اش در حال نفس کشیدن بود. بافت منتهی به مجموعه کهن روستا مسیری آسفالته داشت، با این همه انگار بخش اعظم آن رها شده بود. این رهاشدگی در بافت قدیم بسیار مشهود بود.
بافت منتهی به بخش تازه ساز روستا هنوز آسفالت نشده بود ولی رنگ و بوی حاکم بر آن بوی تجدد می داد. این دو بخش روستا در رقابتی مرئی طی طریق می کردند. بافت قدیم در شیب منتهی به رودخانه قرار داشت و بافت جدید در شیبی رو به کوه واقع شده بود. هر دو زیبا بودند ولی بافت قدیم و پیرامونش اصالتی ستودنی داشتند. معماری این بخش بسیار جذاب بود. یقین شما خوانندگان محترم با این توصیفات متوجه شدید که مقصد کدام روستاست. با این همه اصراری به بیان نام روستا نداریم. غرض از این مقدمات رسیدن به این مهم بود که این روستا و روستاهایی مانند آن از پدیده مهاجرت رنج می برنند. بسیاری از افرادی که به قول معروف دستشان به دهانشان می رسد برای نیل به آینده ای بهتر برای خود و فرزندانشان به شهر کاشمر و مشهد و جاهای مختلف استان و کشور رفته اند.
کلنی جمعیتی مهاجران این روستا در کاشمر و مشهد جایگاهی رفیع دارند. برخی از مهاجران این روستا دارای پست و منصب های قابل تاملی در جاهای مختلف هستند. اینان با گوشه چشمی هم همولایتی های خود توانسته اند برخی از آنان را در جاهای مختلف مشغول نمایند. این باعث شده است که بسیاری از مهاجران این روستا در مشهد کارمند باشند. برخی از اینان هم حسب تحصیلات عالیه شان به جایگاه های خوب و بلند مرتبه ای رسیده اند و ثروتمند شدند. حوزه نفوذ اینان بسیار است، با این همه ردی از این نفوذ و ثروت در عمران و آبادانی روستا دیده نمی شود. مظاهر ثروت را می توان در تلاش برخی برای ویلاسازی دید. برخی از اینان هر از گاه با خودروهای شاسی بلند خود در روستا تردد می کنند.
انگار نوعی رقابت برای مهاجرت و رسیدن به ثروت از طریق تحصیلات و اشتغال بر اساس روابط فامیلی به طور نامرئی در روستا دیده می شود. خوب بود اگر این همه نفوذ و روابط منجر به ایجاد زیرساخت های برای تبدیل روستا به یک روستای نمونه گردشگری می شد. این نقد به مهاجران این روستا و موارد مشابه وارد است که چرا برای بالندگی زادگاهشان کاری کارستان نکرده اند یا کم کاری کرده اند؟ دوستی می گفت فضای این روستا در برخی از ایام سال نظیر نوروز و ایام عزاداری دهه اول محرم دیدنی است. انواع ماشین های مدل بالا در گوشه و کنار روستا دیده می شود. می توان برخی از نامداران شهرستان و استان و برخی از نقاط مختلف کشور را در حال تردد در سطح روستا دید. چرا اینان با تاسیس یک شرکت یا یک کارگروه پیگیر آبادانی روستا نمی شوند؟ از این قبیل سئوالات در این قبیل روستاها زیاد می توان طرح کرد.
یکی از اهالی از بدی راه روستا به سایر جاها می گفت. یکی دیگر از وضعیت مسیرهای داخل روستا می گفت. پیرمردی با صفا تاکید داشت که برخی از منازل به حال خود رها شدند. او از این منازل برای امنیت روستا بیمناک بود. و این در حالی بود که بر فرض تبدیل روستا به یک روستای نمونه گردشگری می شود همین منازل رها شده را تبدیل به واحدهای ویژه پذیرایی را گردشگران در خلال سال نمود. این روستا دارای جاذبه های گردشگری متعددی است. هر چه هست در این قبیل روستا حس می کنید همه چیز برای پیشرفت فراهم هست و فقط باید یک جُو همت در برخی از متنفذان بومی ایجاد گردد تا حال روستا بِه شود. این روستا زادگاه حداقل صد معلم و مهندس و پزشک و افرادی با مشاغل مشابه این عناوین است. اینان به راحتی می توانند طرح هادی روستا را به فرجام برسانند. به راحتی می توانند راه روستا را ساماندهی کنند.
اینان به راحتی می توانند عنصر گردشگری را در فصول مختلف سال تبدیل به راهی برای تولید ثروت در این روستا نمایند. یقیناً در این حالت زادگاهشان زیباتر و شکیل تر می شود . یقین در وقت حضور هرازگاهی شان در روستا بیشتر از این همه امکانات و رفاه و تسهیلات بهره خواهند برد. کاش بزرگان و معتمدان روستا از این مهاجران متنفذ بخواهند هوشمندانه در برابر روستایشان ادای دین نمایند. برای توسعه هر منطقه نباید چشم انتظار مدد دولت باشیم. نباید همه چیز را به تزریق قطره چکانی امکانات و اعتبارات دولتی واگذار کرد. خود اهالی می توانند از فرزندان مهاجرشان از متنفذین سفر کرده به دیگر جاها بخواهند که کاری کارستان برای عمران و آبادی روستا بکنند. امید روزی شاهد اهتمام فرزندان آبادی های کاشمر برای تغییر وضعیت زادگاهشان از خوب به عالی باشیم. امید همه چیز متعالی شود.
برچسب:
نویسنده: سارا موسویپور