سلام؛ این مطلب در شماره 210 دوهفته نامه سروکاشمر منتشر شد:
ماه بهمن بهانه مطلوبی است تا در نشست اول ماه این ستون به طرح سلسله مطالب مغفول در حوزه نگارش تاریخ معاصر کاشمر به طور اعم و تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی کاشمر به طور اخص بپردازیم. سردبیر طبق معمول در باره موضوعات مورد بحث یادداشتهای به همراه دارد. بحث با این سئوال شروع می شود؛ چرا کاشمر تبعیدگاه است؟ انگار دیار ما از روزگار پهلوی اول تبعیدگاه بوده و هنوز هم هست! چرا باید دومین شهر زیارتی استان( و یا به قول شهردار و اعضای حاضر در ویلای خیابان خرمشهر؛ چهارمین شهر زیارتی کشور) همچنان تبعیدگاه باشد؟ یک جستجوی ساده در موتور جستجوگر گوگل این حقیقت تلخ را به شما ثابت می کند. من و سردبیر دعا می کنیم؛ امام جمعه معزز، نماینده گرامی و جناب فرماندار با همراهی سایر ارکان شهر پیگیر این مهم باشند که کاشمر دیگر تبعیدگاه نباشد.آمین.
سردبیر متذکر می شود؛ همین حکایت تبعیدگاه شدن کاشمر سوژه جالبی برای بحث روزنامه نگاری و انجام یک کار مطالعاتی است. هنوز مطالعات مبسوطی در باره اوضاع کاشمر در روزگار تبعید شهید مدرس به شهرمان انجام نشده است. همه از تاثیر تبعید مرحوم آیت الله مشکینی بر اتقلابیون کاشمر مطلع هستیم. کمیت و کیفیت حضور آن بزرگوار در کاشمر هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است. افرادی که محضر ایشان را در دوران تبعیدشان به کاشمر درک کرده اند خاطرات شنیدنی از آن روزها دارند. کاش مجموعه ای این مهم را به سر منزل مقصود می رساند. محل استقرار ایشان مشخص است. مسیر ترددشان معین است. ایشان باید هر روز خودش را به شهربانی معرفی و دفتری را امضاء می کرد. کاش اسناد و مدارک حضور ایشان در کنار خاطرات مطلعین همراه با تصاویر موجود به زیور طبع آراسته می شد.
با توجه به اشارات سردبیر یادآور می شوم؛ همین مهم بایسته است در مورد دوران تبعید آیت الله سبحانی و مرحوم ربانی املشی اعمال شود. برخی از بزران انقلاب در دوران مبارزه با طاغوت برای سخنرانی به کاشمر می آمدند. رصد احوالات آنان در زمان حضور در کاشمر و تهیه و تنظیم خاطرات آن ایام کار سختی نیست. کاش این مهم هم در دستور کار ارکان مدیریتی شهر قرار می گرفت. برخی از انقلابیون کاشمر نیز با این عزیزان دارای ارتباطات تشکیلاتی بودند. این همه بضاعت مناسبی برای نگارش انواع کتاب ها و متون تحقیقاتی است. در اسنادی که اخیراً توسط یکی از اهالی به موزه مزار شهید مدرس اهداء گردید موارد جالبی از حیات سیاسی کاشمر در دوران دو پهلوی موجود است. شایسته است اهالی تشویق به اهدای اسناد و مدارک خود به این موزه و سایر مراکز مطالعاتی برای تدوین حیات سیاسی کاشمر در تاریخ معاصر شوند.
سردبیر به این مهم اشاره می کند که؛ در تاریخ معاصر کشور و استان شاهد طرح نام و عنوان خانواده هایی مرتبط با کاشمر هستیم. در آغاز لیست این خانواده ها باید به خاندان اقبال اشاره کرد. فرزندان مقبل السلطنه در تاریخ معاصر ایران جایگاهی بس قابل اعتناء دارند. دکتر منوچهر اقبال به نخست وزیری خاندان پهلوی هم رسید. وی مدتی وزیر دربار، وزیر نفت و ختی رئیس دانشگاه تهران بود. وی از وابستگان دربار بود که ارتباطات تنگاتنگی با اشراف کاشمر داشت. بررسی زندگی سیاسی وی با تاکید بر روابطش با کاشمر می تواند منتهی به نگارش کتابی خواندنی در باره دیارمان شود. برادران وی نیز در سطح استان و کشور دارای مناصب و عناوین متعددی بودند. اینان حتی در احزاب فرمایشی دوران پهلوی دوم به مقام دبیرکلی رسیدند.
به سهم خود خاطر نشان می شوم؛ خاندان مرتبط با این خانواده در انتخاب نمایندگان کاشمر در مجلس شورای ملی نقش موثر داشتند. این نقش می تواند دستمایه یک کار مطالعاتی جذاب شود. در این مطالعه شاهد تاثیر گذاری این روابط بر انتخاب چند باره یک فرد به عنوان نماینده ترشیز یا کاشمر در مجلس شورای ملی هستیم. همین روابط باعث عزل و نصب مسئولان کاشمر در دوران پهلوی شده است. خاندان تیمورتاش هم از جمله تبعیدان به کاشمر در دوران پهلوی دوم هستند که توانستند با وصلت با اشراف کاشمر در منطقه ریشه بدوانند و حتی به عنوان نماینده کاشمر به مجلس راه یابند. اینان که مغضوب پهلوی اول بودند در روزگار پهلوی دوم بار دیگر به عرصه سیاست کشور بازگشتند.اینان نیز از جمله متنفذین کاشمر در دوران محمد رضا پهلوی بودند. سردبیر در این مرحله تاکید دار؛ به این همه باید احوالات خوانین منطقه را افزود.
خوانین در دوران قاجار و تا روزگار اصلاحات ارضی قدرت خاصی در ترشیز و کاشمر داشتند. جالب است بدانید گاهی در یک روستا دو خان حضور داشتند. گاهی چند پارچه آبادی دارای یک خان بودند. بسیاری از این خان ها در گذر زمان زهر چشم خاص خود را از اهالی آبادی یا آبادی های تحت امر خود گرفته بودند و رعیت از آنها حساب می برد و برابر نظر آنان پای صندوق های رای حاضر می شدند. بسیاری از این خان ها بخت خود را برای حضور در مجلس شورای ملی هم آزموده بودند و بعضاً هم نماینده شده بودند. ظلم و ستم اینان در بسط باورهای انقلابی در میان اهالی تاثیر موثری داشت. می توان برای هر روستای ترشیز و کاشمر یک تک نگاری بر اساس جایگاه خان و یا خان های روستا تهیه و تنظیم کرد. مجموعه این تک نگاری ها منجر به تاریخ خان گزیدگی کاشمر در گذر تاریخ خواهد شد.
سردبیر با دقت نظر خاص خود می گوید؛ در باغ سیاست کاشمر و ترشیز در گذر تاریخ شاهد نام ها و وقایعی هستیم که مطالعه در باره آنها منجر به تهیه منابعی می شود که برای آیندگان مفید فایده است و برایشان آموزنده خواهد بود. به عنوان مثال در واقعه توطئه بابیان برای ترور ناصرالدین شاه شاهد حضور فردی به نام ملاعلی ترشیزی هستیم. وی از نزدیکان محمدعلی باب بود و در فتنه وی نقش مهمی داشت. وقتی به دستور امیرکبیر محمدعلی باب در قلعه چهریق تبریز به دار مکافات آویخته شد، این شخص به عنوان جانشین باب مشخص شد. از وی در فرقه بابیت و بهائیت با عنوان عظیم یاد می شود. شناخت این قبیل افراد از منظر فرقه شناسی و شناخت خط نفاق موثر است. بحث فرقه که شد باید به فرقه مسعود رجوی یعنی سازمان منافقین هم اشاره نمود. این فرد خبیث مدتی از عمرش را در کاشمر سپری نموده است. از همین منظر معرفی این جنایتکار توصیه می شود.
من و سردبیر هر دو با علم بر این مهم که ؛ در جریان های سیاسی مختلف کشور دوران معاصر نام های تعدادی از کاشمری ها و ترشیزی ها دیده می شود، خواهان معرفی این موارد از منظر جریان شناسی برای نسل جوان هستیم. معروف ترین آنها محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. در تشکیلات چپ مارکسیستی هم نام های از دیارمان دیده می شود. نسل جدید باید از احوالات اینان مطلع باشد. برخی از این تشکل ها در گذر زمان در کاشمر دفتر و دستکی داشتند که لابد اسناد آن موجود است. تحقیق در این مهم در تبیین تاریخ شفاهی دیارمان موثر است. از همین منظر شایسته است تاریخچه انجمن حجتیه در کاشمر نگاشته شود. یقین بدانید این تاریخچه برای بسیار خواندنی است. باید احوالات انجمن های اسلامی دانش آموزان کاشمر که از آن با عنوان اتحادیه یاد می شود نیز منتشر شود. همین مهم برای انجمن اسلامی معلمان، دفتر حزب جمهوری اسلامی و جریان های مختلف سیاسی دارای شناسنامه توصیه می شود.
من و سردبیر یقین داریم برای نگارش تاریخ معاصر دیارمان سوژه بسیار است و همت کم است. نشریه ما به سهم خود تلاش کرده است به دور از هر گونه دلواپسی در این حوزه فعالیت کند. یقین بضاعت ما در این راه کم است و باید سایرین هم به دور از هر گونه شرمساری وارد این راه بشوند. باید نسل آینده را با امروز و دیروز آشنا نماییم تا برای فردای خود بتواند بهترین تصمیم را بگیرد. تهیه و تنظیم تاریخ شفاهی کاشمر کار سختی نیست کمی همت در میان ارکان مدیریتی شهرستان را می طلبد.
برچسب:
نویسنده: سارا موسویپور