سلام
بعد از اعلام نتایج انتخابات هفتم اسفند سال گذشته، تلاش اصلاحاتیان برای ایجاد تغییرات در سیستم مدیریتی شهرستان آغاز شد. این مهم امری طبیعی است. طیف برنده خواهان حضور حامیان و هوادارانش در مناصب و جاهای مختلف است. برخی از این جابجایی ها در سطح کلان مدیریتی اتفاق افتاد. برخی نیز به صورت تدریجی رخ خواهند داد. هر چه هست این طیف دارد رفتاری طبیعی را از خود نشان می دهد. ولی یکی دو نکته کمی تا قسمتی اسباب تعجب است. برخی از صاحب منصبان تازه منصوب شده دیارمان حسب شنیده ها و اطلاعاتی که دریافت کرده اند، سخت سعی بر آن دارند تا به زعم خود دلواپسان را از اینجا و آنجا خارج کنند. سعی در انزوای افرادی که به زعم آنان مانند ایشان نمی اندیشند، دارند. طنز تلخ آنجاست که این برخورد حذفی فقط مبتنی بر ارائه طریق برخی از فعالان طیف اصلاحات کاشمر است.
به افرادی که حسب ارتباطات سیاسی شان از جای دیگر برای دوره ای به دیارمان آمده اند و منصبی را در اختیار گرفته اند، چند موضوع را باید بیان کرد. نکته مهم توجه به روحیه ولایی اهالی کاشمر است. کاشمر شهری مذهبی است. لابد در این مدت به این درک رسیده اند که اینجا قم ثانی و نجف اصغر است. این را از این منظر متذکر شدیم که مدیران جدیدالورود حال و هوایی ولایتمداری مردمان این دیار را درک کنند و بدانند که مقام معظم رهبری خاطرات خوبی از کاشمر دارد. مردم دینمدار این دیار با صبر و حوصله گفتار و پندار و کردار مسئولانشان را رصد می کنند و می دانند که باید پاسدار خون شهیدان و دلواپس نفوذ موریانه وار خط سکولار و افراد مسئله دار باشند. کافی است افراد صاحب منصب کمی به تاریخ انقلاب اسلامی در کاشمر دقت کنند. یقین در این سیر مطالعاتی به نتایج خوبی خواهند رسید.
نکته بعدی دیگر دقت در ادبیات گفتاری است. برخی از سیاسیون دیارمان صاحب تجربه هستند ولی از وقایع چند ماهه اخیر به این تصور رسیده اند که فتح الفتوحی رخ داده است. لذا بر این پندارند که باید کاری کارستان در راستای منافع طیف و جریانشان انجام دهند. برخی دیگر از سیاسیون بی تجربه و کم تجربه هستند و می پندارند که آمده اند تا طرحی نو در اندازند. به این دو دیدگاه مشترک المنافع عارضیم که از سر دقت به وقایع نگاهی بیاندازند. نگاهی هوشمندانه به آمارهای مختلف نظیر نتایج انتخابات داشته باشند. برابر قوانین باید به نتیجه انتخابات گردن نهاد. در پس این گردن نهادن به این مهم هم بنگرید که اکثریت چه نظر و ایده ای دارند. برخی به گونه ای رفتار می کنند که انگار بعد از انتخابات هفتم اسفند 1394 به ناگاه انتخابات ریاست جمهوری هم برگزار شده و برای اولین بار دکتر حسن روحانی رای آورده است. و انگار کل آرای رئیس جمهور مربوط به ایشان و طیف آنهاست.
باید به اینان متذکر شد که دکتر روحانی از نظر تبار سیاسی و خواستگاه جناحی ریشه در اصولگرایی دارد و این روزها منادی اعتدال است و کابینه اش محل حضور افراد معتدل از دو طیف سیاسی مطرح کشور است. چه اصراری است که روحانی را برابر تعریف خودشان معرفی کنند. سه سال گذشته هم روحانی رئیس جمهور این کشور بود و دکتر اسماعیل نیا به عنوان یک نماینده اصولگرا دارای تعاملات عدیده ای با دولت تدبیر و امید بود. هم اینک هم شاهد ارتباط حسنه ایشان با ارکان دولت هستیم. مهدی فروزان هم سه سال نماینده عالی دولت تدبیر و امید در کاشمر بود. هم ایشان انتخابات هفتم اسفند سال گذشته را مدیریت کرد. شایسته است عقلای طیف چپ کاشمر مسایل را برای این محدود سیاسیون تشریح کنند.
دکتر بنیادی به طور قانونی نماینده تک تک مردم کاشمر است. افرادی که به دکتر اسماعیل نیا، جلالی، دکتر کوهسرخی و بلوکیان و سایر کاندیداها رای دادند هم اینک دکتر بنیادی را نماینده خود می دانند. حتی آن 50 هزار نفری که در سه شهرستان ترشیز پای صندوق های رای نیامدند نیز به رای 40 و چند هزار نفری که به دکتر بنیادی رای دادند و با قریب 30 درصد آرا وی را به پیروزی رساندند، احترام می گذارند و ایشان را نماینده خود می دانند. بنیادی نماینده 30 درصد شرکت کنندگان در انتخابات نیست. بنیادی نماینده 210 هزار واجد رای دیار ترشیز است. ایشان نماینده طرفداران تمام نحله های سیاسی وفادار به نظام در دیار ترشیز است. لطفاً این نکته مهم فراموش نشود. برخی سخت تلاش دارند افراد پیرامون خود را به دلواپس و غیر دلواپس تقسیم کنند. همه به نوعی دلواپس هستند.
خوشحالیم که صاحب منصبان این روزهای کاشمر ارادت خاصی به مقام معظم رهبری دارند و ایشان را شاگرد وفادار امام راحل (ره) می دانند، به این ارادتمندان مقام عظمای ولایت عارضیم که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی اشارات جالبی در باره نقد و نقادی و انتقاد و حتی دلواپسان دارد. ایشان در فروردین سال گذشته در سخنانشان در حرم رضوی سخنان مهمی اظهار داشتند؛«مسئولان منتقدان را تحقیر و اهانت نکنند، تحقیر مخالفان از سوی مسئولان خلاف تدبیر و حکمت است» ،«دلواپسبودن و دغدغهمند بودن جرم نیست. میتوانند برخی احساس دلواپسی و دغدغهمندی کنند اما این به معنای متهمکردن و نادیده گرفتن زحمات و خدمات نباشد.»، «دولت و طرفداران دولت و کسانی که ابراز دغدغه و دلواپسی میکنند، اهانت نکنند.». یقین داریم مسئولان دیارمان این سخنان مهم را به گوش جان شنیده اند و به آن ایمان داریم. فقط حیرانیم چرا برخی اصرار به استفاده از برخی تعابیر را دارند؟
دوستی می گفت خط زدم نام دلواپسان از جاهای مختلف برای برخی به یک دغدغه بدل شده است. امیدواریم این دوست در نقل مطلب اشتباه کرده باشد. ولی یک نکته را باید به مسئولان دیارمان متذکر شد و آن این است که مردم ولایتمدار کاشمر دلواپس پیشرفت و توسعه دیارشان هستند. دلواپس وجود آسیب های اجتماعی هستند. دلواپس ظهور برخی مسایل ضد ارزشی هستند. دلواپس مشکلات اقتصادی هستند. یقین صاحب منصبان دیارمان نیز به سهم خود دلواپس هستند. دلواپسی و دغدغه مندی یک خصلت حسنه است البته اگر در راستای بقای انقلاب اسلامی و حفظ آرمان های شهید و اما شهیدان و مقام معظم رهبری باشد. نباید به همه چیز با عینک سیاسی نگریست. البته با همین عینک سیاسی نگریستن هم باید همراه با احترام باشد. یادمان باشد که این میزها در گذر است که اگر نبود امروز سهم شما نبود.
برچسب:
نویسنده: سارا موسویپور