خرید بک لینک

سلام

هر از گاه شاهد نصب بَنِرهای مختلفی با امضای شورای شهر و شهرداری به مناسبت های مختلف در نقاط پرتردد سطح شهر هستیم. این مهم در میدان مرکزی و پیرامون فلکه باغمزار نِمُود بیشتری دارد. این بَنِرها گستره زیادی را شامل می شوند برخی از آنان اختصاص به یادآوری مناسبت های از تقویم است. این موارد حاوی تبریک و تسلیت و احترام به یک رخداد است. این قبیل موارد در نوع خود قابل تقدیر است. برخی از موارد هم مربوط به گزارش عملکرد شورا و شهرداری است که در نوع خود جالب است. جالبتر خواهد بود اگر این گزارش کارها در خلال یک دوره فعالیت به تناسب نصب شوند. شاید این شائبه ایجاد شود که در برخی ادوار یکباره تعداد این موارد زیاد یا کم می شود.

برخی از بَنِرها هم اشاره به کسب مقام ها و رتبه ها و نظایر این موارد از مدیریت شهری و اختصاصاً فردی خاص دارد. مثلاً جناب شهردار فلان رتبه را اخذ می کند. بنری بر تابلویی در جایی ظاهر می شود و مدتی طولانی شاهد متن یا عکسی هستیم. کمی به حافظه رجوع بفرمایید. به یاد خواهید آورد که در همین اطراف فلکه باغمزار مواردی قد علم کرده بودند. واضح و مبرهن است که موفقیت ها را باید فریاد زد. بایسته است با شفافیت این فریاد را به استحضار شهروندان رسانده شود. نباید این شائبه ایجاد شود که این موارد تبلیغاتی راهکاری برای پوشاندن قصور احتمالی در رسیدگی به مشکلات شهر یا خدایی ناکرده پنهان کردنِ ضعفهای احتمالی در رسیدگی به معضلات شهر باشد.

شهر کاشمر بسان همه شهرها یک متن قابل خوانش برای شهروندانش است. مردم سواد خواندن بنرها و تابلوهای ریز و درشت تبلیغاتی را دارند. شهروندان قدرت قدم زدن در شهر و مشاهده تلخ و شیرین شهر را هم دارند. شهر در برخی از نقاط خوانایی خوبی دارند و در بعض نقاط پر از خط خوردگی است. مردم در خواندن این متن خبره هستند. قدرت تشخیص دوغ و دوشاب را دارند. بنرهای تبلیغاتی ریز و درشت شاید گل لبخند را بر لب یاران هر مدیر شکوفا کند ولی به همان اندازه و چه بسا بیشتر از آن عامل ایجاد سئوال در اذهان است. اهالی حسب ارتباطات سنتی که دارند مشاهدات روزمره خود را و به تعبیری قرائت خود از متن شهر را برای هم واگویه و بازگو می کنند.

این واگویه ها تابع لبخندهای نقش بسته بر بنرها نیست. برای این درک نیازی به سوار شدن به ماشین شاسی بلند نیست. یقین این ماشین به لطف کمک فنرهای که دارند راحت تر چاله ها و دست اندازهای مدیریتی شهر را رد می کنند ولی شهروندان فاقد ماشین شاسی بلند در هنگام عبور از این موانع مدیریتی خدایشان را یاد می کنند و به هزینه مکانیکی و تعویض کمک فنر و مسایلی از این قبیل می اندیشند. شهر نیازمند نقش بستن لبخند مدیریت شهری بر تن بنرهای آویزان در ارتفاعات هست. ولی به همان اندازه هم نیازمند دیدن لبخند این مدیریت در کنار خود و همسطح با خود در جای جای شهر است. شهروندان اهل رصد هستند.

در جایی در نقد شهرداران کلان شهرها آمده بود؛ «سالهاست که شهرداری کلان شهرها متهم به فراموشیِ وظیفهشان در ایجاد شغل برای ساکنان شهر هستند. وظائف شهرداری (از جمعآوری زباله تا از گسترش فضاهای فرهنگی و رسیدگی به آسیبهای اجتماعی)، به پیمانکارانی خصوصی سپرده میشود تا با استخدامهایی که هیچکس بر آنها نظارت نمیکند، کمترین عنایتی به ایجاد اشتغال نداشته باشند و تنها هدفشان به حداکثر رساندن سودِ خود باشد. روشن نیست برای اجرای این پروژهها چه میزان شغل ایجاد میکنند. همین بحث در مورد رویة شهرداری در دعوت به کار از افراد بازنشستة سایر ارگانها به عوضِ اعطای امکانِ اشتغال به جوانانِ جویای کار مطرح است.» خوشحالیم این موارد برای شهر ما صدق نمی کند.

برچسب: نویسنده: سارا موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 10:08

صفحه بندی