سلام
ناصر صفریان دی ماه 1324 در روستای کسرینه در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش حاج محمد اسماعیل بازنشسته ژاندارمری بود. پدربزرگش نیز از جمله صاحب منصبان نظامی بود. ناصر در خانواده ای نظامی که تعلق خاطری خاص به کشاورزی داشتند، رشد کرد. خاطرات پدر و پدربزرگش از مبارزه با اشرار و قاچاقچیان همیشه برای او شنیدنی بود. تشخص نظامی این دو نفر باعث علاقه ناصر به امور نظامی شده بود. این علاقه در دوران تحصیل در نهاد وی خانه کرده بود. وی در شش سالگی به تشویق مادر برای فراگیری قرآن کریم راهی مکتبخانه روستا شد. عباسعلی طبسی مکتب دار طی یک سال او را قرآن خوان کرد."مادرم به تربیت معنوی فرزندانش توجه ویژه ای داشت. او نهایت تلاشش را در تربیت چهار پسر و سه دخترش اعمال کرد. من فرزند دوم خانواده بودم" در هفت سالگی در دبستان خوش بین ثبت نام کرد. دوره ابتدایی را در کسرینه گذراند.
" تحصیل در مدرسه را یک وظیفه می دانستم. جو خانه به علت شغل پدر و علاقه مادر مبتنی بر یک نظم فوق العاده بود. در کنار درس باید در امور خانه کمک حال مادر و پدر می بودم. تابستان ها به امور کشاورزی و باغداری می گذشت. در زندگی دو علاقه اساسی داشتم. یکیش امور نظامی و دیگری کشاورزی بود. سعی می کردم کار دزد باشم و از ظرائف و دقایق امور کشاورزی سر در بیاورم. این مهم ناشی از تربیت خانوادگی بود. بعد از اتمام مقطع ابتدائی باید برای ادامه تحصیل راهی شهر می شدیم. آن روزها را به یاد دارم صبح از روستا پای پیاده به شهر می آمدیم. گاهی اوقات دوچرخه یکی از آشنایان را قرض می گرفتم. مدرسه عمیدالملک مقصد ما بود. تابستان ها هم همچنان کمک حال خانواده بودم. کلاس دهم و یازدهم را در دبیرستان قوام ثبت نام کردم. در رشته ادبی تحصیل می کردم. در همین مقطع در سال 1343 مطلع شدم ارتش استخدام می کند. کلاس یازدهم ادبی را تمام و از پدر اجازه گرفتم و ثبت نام کردم. در ارتش پذیرفته شدم"
برچسب:
نویسنده: سارا موسویپور