سلام
سردبیر کمی دیر در جلسه مربوط به این ستون حاضر شد. گویا سبد مربوط به این ستون بد جوری لبریز شده است. اول از همه گریزی به برخی از نظرات مطروحه در چند جا زد. گویا مطالب این ستون برخی را به هر دلیل دلواپس کرده است. طبیعی است هر مطلبی در هر ستونی مخاطبان خاص خود را دارد. برخی از این مطالب خوششان می آید. برخی هم بدشان می آید. سبدیات هر نشریه حاوی سوژه های برای نگفتن است. حاوی مطالبی برای نشنیدن است. حاوی نوشته های برای نخواندن است. این ستون یه فصل مشترک در عمر خواهد داشت، آن هم دلواپس شدن است. گاهی ما دلواپس ماجرایی هستیم و گاهی دیگران دلواپس موضوعی می شوند. این روزها هم که برخی عجب مُصر هستند به هر طریقی شده مخاطبانشان را دلواپس بدانند.
سردبیر به نکات مختلفی برای نگفتن و نخواندن و نشنیدن و ننوشتن اشاره کرد. قرار شد بحث تلاش برای سرقت از باجه یکی از بانک ها را رسانه ای نکنیم. شاید فردا گذرمان به بانکی افتاد. به ما چه که سارق یا سارقین چه کار کردند و سیستم های هوشمند چگونه عمل کردند؟ در کل این سوژه به درد ته سبد می خورد. به آن کاری نداریم. اصولاً باید ارباب جراید بدانند که نباید هر خبر و مطلبی را کالبدشکافی کنند. شاید آنی که برای کالبدشکافی انتخاب می شود روزی به کار آید. دمدمای انتخابات هم که می شود این کالبدشکافی نکردن ها به داد می رسد. فراموش نکنیم اقتصاد رسانه به همین کالبدشکافی نکردن های به موقع ربط دارد. با عرض شرمندگی این بحث چندان قابل باز شدن نیست. همینقدر بدانید ارتباطات جناحی و فراجناحی خیلی مهم است و باعث می شود بتوانی انواع کمک ها را به لطاف الحیل جذب کنیم.
سردبیر اشارتی هم اخبار برخی از شوراهای برگزار شده در این اواخر کرد. خب در سطح شهر شوراهای مختلفی تشکیل می شود. در هر شورای هم عده ای موافق یک تصمیم و برخی مخالف یک تصمیم هستند. فرض کنیم یک مجموعه فرهنگی بخواهند برای یک کار ورزشی از یک شورایی کمک نقدی و غیر نقدی جذب کنند، خوب برخی نه می گویند و برخی هم آری. در نهایت اکثریت برنده می شود. این نوعی دموکراسی است. حالا من ستون نویس اگر با اکثریت موافق باشم به این موضوع نمی پردازم و نقدش نمی کنم و حتی تشویقش می کنم و اگر هم دل با اقلیت داشته باشم زیر و بالای ماجرا را بررسی می کنم که مثلاً اگر یه مجموعه فرهنگی دیگر همین درخواست را داشت همین فرایند طی می شد. سردبیر در این بخش از بررسی سبدیات به نکته خوبی اشاره کرد که قربان بروم خدا را اینور بام سرما را و آنور بام گرما را. در ضمن این سخن هم شنیده شد که مرگ حق است ولی برای همسایه.
سردبیر چند مطلبی را در باره انتخابات شوراهای شهر و روستا از داخل سبد برداشت. نقل است که اصولگرایان دیارمان همچنان حیرانند که چگونه گرد هم جمع شوند و منادی وحدت شوند و فاتح شوراها شوند. نقل است که افراد مختلفی در این طیف دوست دارند محور وحدت باشند. برخی از اینان بسیار نابغه هستند، اینان در حیات سیاسی خودشان در یک مسیر مستقیم چراغ راهنمای راست می زنند و به چپ می چرخند. نقل است تا حالا موردی پیدا نشده است که این نوابغ چراغ راهنمای چپ بزنند و به راست بپیچند. اینان همیشه دقت دارند در صدر محافل باشند. خودشان را یک پا سلطان السلاطین می دانند و مدعی هستند همه چیزدان هستند. البته سردبیر متذکر شد که با واژه ها نباید بازی کرد. برخی مهاجرند. امروز در این طیف چند تخم مرغ را در یک سبد می گذارند و همزمان به فکر فردا هم هستند لذا در سبد طیف دیگر هم نعدادی تخم مرغ برای روز مبادا قرار می دهند. هوشمندی اینان قابل تامل است.
سردبیر نخواست بگوید که اصولگرایان به حدی متفرق هستند که بیم آن می رود که چهار لیست متضاد برای انتخابات شوراها در شهر ارائه کنند. ائ نخواست که بگوید اصلاحاتیان هم تحرکات جالبی برای فتح الفتوح در انتخابات شوراها دارند. لابد تعداد کاندیداها زیاد خواهد بود و کاندیداهای مورد نظر آنان حداکثر در دو لیست با آرایی زیر ده هزار فاتح رقابت ها خواهند شد. نقل است که روزگاری یکی گفت در کاشمر اقلیتی منسجم و دانا به قدرت پیام و کارکرد رسانه و آشنا با منبر و نحوه بهره مندی از یک پاتوق ارزشی این توان را دارند که هر رقابتی را با مهندسی افکار عمومی به نفع خود مدیریت کنند. دمشان گرم. به نظر شما این اکثریت متفرق کی متوجه نقاط ضعف خودشان می شوند؟ سردبیر تاکید دارد که این بخش را در این ستون جای نده شاید به ترینج قبای برخی از حضرات بر بخورد. به نظر شما اگر هم بر بخورد چه اتفاقی می افتد؟ دیگر به نشریه آگهی نمی دهند؟ دیگر نشریه را تبلیغ نمی کنند؟ یک نکته را دور از چشم سردبیر متذکر می شوم اصولگرایان هنوز با قدرت پیام و کارکرد رسانه آشنا نیستند.
سردبیر دارد کاغذهایش را دسته بندی می کند. چند خطی را می شود از دور خواند.«آیا روغن پالم برای سلامتی مضر است؟» آیا در کاشمر روغن پالم محلی از اعراب دارد؟ «استعفای وزیر ارشاد منجر به جابجایی در بین روسای ادارات ارشاد ترشیز خواهدشد؟» پاسخ این سئوال خیلی سخت است. شاید سئوال دیگر این باشد که آیا استعفای وزیر آموزش و پرورش منجر به تغییراتی در این حوالی خواهد شد؟ پاسخش ساده است. باعث نخواهد شد. هر وزیری استعفاء بدهد این اتفاق نخواهد افتاد. الکی که نیست یک اتاق فکری هست که حساب شده فکر می کند.« اگر در جاده های اطراف کاشمر تصادفی رخ بدهد بنر عرض تسلیتی از سوی برخی از مسئولان در برخی از جاها نصب خواهد شد؟» برای این سئوال هم پاسخی نمی توان یافت. مثل این است که بپرسیم اگر در این پاییز یا زمستان پیش رو یخبندانی نظیر سال 1386 بشود آیا در انتخاب نماینده در انتخابات بعدی مجلس موثر است؟ بی تعارف برخی از سئوالات به درد طرح نشدن می خورند.
سردبیر یک تقویم دارد که از گوشه اش یه کاغذ بیرون زده است. به سختی خوانده می شود«چرا برخی از سایت ها برخی از مطالبی که ما در رابطه با آنها درج کردیم را کار نمی کنند؟ » پاسخ این سوال خیلی ساده است. مسئول سایت مربوطه خواهد گفت کاملاً تصادفی و به صورت سهوی این کار عمدی اتفاق افتاده است. اصلاً غرضی عامدانه مد نظر نبوده است. دیدیم اینطوری شما لابد به ما زنگی خواهید زد و احوالی خواهید پرسید . هدف تألیف قلوب است. خوشحالیم که حالمان را می پرسید. البته شاید مسئول آن سایت قضیه را به کل تکذیب کند. سردبیر با اشاره به این موضوع هم مخالف است. خوب همین مخالف بودن ایشان این ستون را خواندنی تر می کند. امید که همه چیز در این دیار وفق مراد باشد و کسی دلواپس چیزی نباشد.آمین.
برچسب:
نویسنده: سارا موسویپور