سلام
آبان پارسال برای این نشریه یادداشتی در باره دوشاب با عنوان« دوشاب یا شیره انگور ترشیز؛ نامداری اسیر گمنامی» نوشتم. نشر این مطلب بازخوردهای به همراه داشت. برخی پرسیدند؛ وارد کردن صنایع بسته بندی به کاشمر و ترشیز مگر کار سختی است که باید شیره انگور در بطری نوشابه خانواده یا بطری های نوشیدنی های کوچک و بزرگ دیگر عرضه شود؟ برخی برایشان جالب بود که در کاشمر جایی به عنوان سوغات سرا وجود ندارد. برایشان جالب بود که در این دیار مدعی دومین شهر زیارتی بودن استان ردی از یک مرکز ارائه محصولات اختصاصی کاشمر و ترشیز در جوار بقاع متبرکه دیده نمی شود. برایشان توضیح دادم که سال های قبل در باره نقش سوغات سراها هم نوشته بودم.
در پاسخ به بازخوردها گفتم که که خیلی ها در حوزه شعار خود را دلواپس اقتصاد منطقه می دانند ولی در حوزه عمل کاری انجام نمی دهند. گفتم که در ادوار مختلف لزوم توجه به صنایع تبدیلی و سوغات های کاشمر و ترشیز را به بلوکیان، خباز و اسماعیل نیا متذکر شده بودم. هر سه بزرگوار هم این موضوع را به سبک خودشان تجزیه و تحلیل کردند. هر سه نفرشان حرف های قشنگی در باره اهمیت موضوع زدند. ولی به هر تقدیر این مهم هنوز در محاق بلاتکلیفی است. هنوز بخش اعظم کشمش کاشمر به طور سنتی تولید می شود و به سبک سنتی هم بسته بندی می شود. البته بخش خصوصی همتی کرده و شاهد تحرکاتی در حوزه بسته بندی کشمش در ابعاد شکیل هستیم.
ولی هنوز حمل و نقل فله ای کشمش و گِله و طِیفی و مویز قابل رصد هست. زعفران هم وضعیتش کمی بهتر از کشمش است. در سایر محصولات باغی هم وضعیت به همان سبک سنتی است. در بحث گیاهان دارویی اتفاقات خوبی افتاده است ولی هنوز غلبه با همان رفتار سنتی قبل است. رب انار هم در همان بطری نوشابه خانواده عرضه می شود. یکی ذوق به خرج می دهد و یک برگه ای یا برچسبی را به بطری الصاق می کند. آبغوره هم همین وضعیت را دارد. البته تنوع بطری در بحث آبغوره بیشتر است. خیارشور هم در این بطری های نوشابه خانواده عرضه می شود. شاید فردی متذکر شود که این همه محصولات قابل عرضه به عنوان سوغات فصلی هستند، در پاسخ عارضم که فرآوری این محصولات در بحث کارآفرینی بسیار موثر است و می تواند برای فصول مختلف اشتغالزایی نماید.
کافی است کاشمر یک سردخانه مناسب این کار داشت باشد. بار دیگر تاکید می کنیم؛ در جای جای ترشیز اعم از نقاط شهری و روستایی شاهد اهتمام عده ای از اهالی در امر فرآوری محصولات دامی، باغی و زراعی هستیم. گسترش این کِسب حلال ستودنی است. یک مغازه به امر آب گیری لیمو و انواع میوه ها اختصاص دارد. یکی دیگر دغدغه تهیه رب گوجه فرنگی دارد. دکانی مختص عرضه ترشی و سالاد فصل و خیارشور و انواع لواشک و لیته و از این قبیل محصولات است. مغازه ای درگیرآب غوره گیری است. برخی در کار سبزی و سبزی خردکنی هستند. این همه بضاعت را می توان بِرَندسازی کرد. می توان با نشان جغرافیایی ترشیز یا اجزای آن آنها را در استان و کشور و کشورهای همسایه عرضه نمود. در این سال ها شاهد اهتمام مقام معظم رهبری به اقتصاد مقاومتی هستیم. این محصولات از مصادیق این مهم هستند.
در خبرها خواندم؛«یک مسئول میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور از ثبت شیوه سنتی تهیه آجیل تبریز و دوشاب ملکان در فهرست آثار ناملموس کشور خبر داد.وی با اشاره به اینکه در جلسه کمیته تخصصی ثبت آثار ناملموس که 10 شهریور ماه در تهران برگزار شد، اظهار داشت: شیره انگور نیز به عنوان یکی از فراوردههای اصلی آن یکی از قدیمی ترین سوغاتی های ملکان به حساب میآید».سال گذشته خواستار همت مسئولان در راستای مستندنگاری شیره انگور و دوشاب ترشیز شده بود. به نظر شما از ملکان چه کم داریم؟ امید مسئولان کمی دلواپس مسایل اقتصادی ترشیز در قد و قامت سوغاتی ها و محصولات دامی، باغی و زراعی باشند. باید امیدوار بود روزی روزگاری این محصولات مهم در بسته بندی شکیل در اندازه های مختلف در سوغات سراهای تحت نظر شهرداری های شهرهای دیار ترشیز و یا شورای اسلامی سه شهرستان عرضه شود. باید امیدوار این محصولات در اینترنت دارای سامانه ای باشند. جشنواره ای داشته باشند. باید امیدوار بود که این محصولات فاتح فروشگاه های عرضه مواد غذایی استان و کشور گردند.
برچسب:
نویسنده: سارا موسویپور